دست هايت اشكم را در ميآورد پيرمرد، دست هايي كه قطعاً سال ها براي اين مرز و بوم زحمت كشيده و حالا نيازمند ياري است، نيازمند همراهي مهربان و دلير.تا ارج نهد زحماتت را، تا مأمني سازد براي روزهاي پيريات تا...
و تو، مير سبز آرزوهايم، دست هايت دلم را به درد مي آورد، دست هاي هنرمند و پرمهري كه در سخت ترين روزهايي كه بر كشورم گذشت، برايمان تكيه گاهي بود قدرتمند و اين روزها نيازمند ياريست.
بايد بر هر دو اين دست ها بوسه زد
و چه خوب كه چشمان يكي در پس شيشه ناپيداست، و ديگري در تصوير ثبت نشده، چون طاقت نگاه كردن به آنها را ديگر ندارم

No comments:
Post a Comment