Saturday, May 7, 2011

اين روزها قلبم آرام گرفته


اين روزها كمي قلبم آرام گرفته، وقتي مي بينم آنان كه روزهاي شيرين را برايمان چون زهر تلخ كردند، اينگونه به جان هم افتاده‌اند، 
وقتي مي‌بينم آنها كه مي‌گفتند آقا اشتباه نمي‌كند، سكوت كرده‌اند و حرفي براي گفتن ندارند و مستأصل مانده‌اند، 
اين روزها كه مي‌بينم سردار سپاه خامنه اي در مقابل او ايستاده، قهر مي‌كند، لج‌بازي مي‌كند و... دلم كمي آرام مي‌گيرد. 
هر چند هنوز هم بدهي اين جماعت به ما خيلي بيشتر از اين حرف‌هاست اما باز هم خوب است.

اين روزها كه برتري بصيرت موسوي بر خامنه‌اي روشن‌تر از خورشيد خودنمايي مي‌كند، قلبم آرام گرفته.

به اميد روزهاي روشن‌تر در آينده‌اي نه چندان دور.

Thursday, March 10, 2011

دستگيري سعيد تاجيك، يك دروغ محض

سعيد تاجيك، مردك مسلمان‌نماي حزب الهي كه به فائزه هاشمي را مورد هتاكي و فحاشي قرار داده بود. دستگير نشده و راست راست در خيابان هاي اين شهر راه مي‌رود
چند روز پس از پخش شدن ويديوي مربوطه ، آن را به يكي از همكارانم نشان دادم. او به محض ديدن فيلم گفت كه آن مردك را مي‌شناسد. او گفت: اين شخص سعيد تاجيك، بچه شهرري و نويسنده كتاب جنگ دوست داشتني است و همسايه ‌ي يكي از بستگانم
براي اطمينان از حرفش توي اينترنت جستجو كردم و ديدم كه بله، درسته نويسنده كتاب جنگ دوست داشتني همان شخصي است كه به فائزه هاشمي و همراهانش فحاشي كرده است
ديروز وقتي خبر دستگيري او را خواندم با دوستم تماس گرفتم و قضيه را به او گفتم
حدود نيم ساعت بعد دوستم زنگ زد و گفت كه خبر دروغ است زيرا او با آن فاميلشان كه همسايه ي اين مردك است تماس گرفته و او گفته كه من يك ساعت پيش توي راه پله‌ها ديدمش!؛
از دوستم خواستم تحقيق بيشتري بكند، حدود 20 دقيقه بعد برايم اس ام اس فرستاد "شماره شو از فاميلمون گرفتم، به بهانه‌اي زنگ زدم خونشون، تشريف داره"!!!!؛

بنابراين حداقل تا ديشب ساعت 10 كه اين مرتيكه سُر و مُر و گنده تو خونه‌اش تشريف داشت
مُرديم، يه خبر راست تو اين مملكت نشنيديم
اَه اَه اَه

Tuesday, March 8, 2011

هر ايراني ساكن داخل كشور، كه ساعت 5 تا 7 توي بالاترين باشه خائنه

هر ايراني ساكن داخل كشور، چه زن چه مرد، كه امروز بين ساعت 5 تا 7 توي بالاترين باشه، خائنه و از بسيجي ها و جيره خورهاي اين حكومت فاشيستي پست تر
و البته مستحق گرفتن منفي.
دوستان با غيرت، امشب وقتي پس از پيروزي و له كردن ديكتاتور، به اميد خدا، به خونه ها مون برگشتيم خبرها، عكس‌ها و ويدئوها رو مي ذاريم توي اخبار ، اين چند ساعت تاخير نه فرقي براي ما داره نه براي ديكتاتور
دوستان خارج از كشور هم لطفاً چند ساعت دندون روي جيگر مبارك بذارين تا ما از مبارزه برگرديم، حتماً اخبار رو به سمع و نظرتون مي‌رسونيم
به ياد داشته باشيد كه حضور ما توي خيابون ها خيلي مهم تر از حضور خبرهامون توي وب و ماهواره است
موفق باشيد و سربلند
زنده باد ايران آزاد و آباد
مرگ بر ديكتاتور

Friday, March 4, 2011

هموطن، چشم اميد هر دو اين دست ها اين روزها به دستان من و توست


دست هايت اشكم را در مي‌آورد پيرمرد، دست هايي كه قطعاً سال ها براي اين مرز و بوم زحمت كشيده و حالا نيازمند ياري است، نيازمند همراهي مهربان و دلير.تا ارج نهد زحماتت را، تا مأمني سازد براي روزهاي پيري‌ات تا...
و تو، مير سبز آرزوهايم، دست هايت دلم را به درد مي آورد، دست هاي هنرمند و پرمهري كه در سخت ترين روزهايي كه بر كشورم گذشت، برايمان تكيه گاهي بود قدرتمند و اين روزها نيازمند ياريست.
بايد بر هر دو اين دست ها بوسه زد

و چه خوب كه چشمان يكي در پس شيشه ناپيداست، و ديگري در تصوير ثبت نشده، چون طاقت نگاه كردن به آنها را ديگر ندارم

Tuesday, March 1, 2011

هموطن توي خيابون ها به حضورت نياز داريم، پا شو بيا ،حتي شده براي تماشا

هموطن، باغيرت، با مرام
بسه ديگه
نشين پاي بالاترين
پاشو بيا بريم توي خيابون، بقيه به كمكمون احتياج دارن
من همين الان اومدم خونه سركه ام تموم شده بود، پر كنم دوباره برم
تو هم بيا
نترس
ما خدا رو داريم

Monday, February 28, 2011

بيا به هم قول بديم

هموطن باغيرت
بيا به هم قول بديم، يه قول سبز سبز، كه فردا؛
وقتي براي آزادي وطن سبز از دست رفته‌مان؛
براي آزادي مردان و زنان در بندمان؛
براي رهايي از چنگال حاكمان جنايتكارمان؛
براي نجات دينمان؛
براي هر آنچه به آن معتقد و پايبنديم؛
به خيابان و به سوي آزادي مي رويم
هر چه پيش آمد
تا به دست آوردن آزادي در خيابان بمانيم
آن قدر بمانيم 
تا به خودمان و به دنيا ثابت كنيم كه ما از همه مصري‌ها و تونسي‌ها و ليبيايي‌ها و... مردتر و باغيرت‌تر و وطن‌پرست تريم



زنده باد ايران آزاد